در فرهنگ موسیقی ایرانی، دو واژهی کلیدی «دستگاه» و «آواز» همانند ستونهایی استوار، زیربنای نظام ردیفی و مقامی موسیقی را میسازند. این مفاهیم نه تنها چارچوبی فنی برای نوازندگان و خوانندگان فراهم میکنند، بلکه همچون نقشهای معنوی، هنرمند و شنونده را در سیر اسرارآمیز موسیقی ایرانی راهبری میکنند. شناخت این اجزا، دریچهایست به سوی فهم عمیقتر روح و فلسفهی هنر ایران زمین؛ جایی که هر نغمه، پژواکی است از تاریخی کهن، ذوقی خلاق و بیانی لطیف.
در سطرهای پیش رو، با زبانی روان و اصطلاحاتی تخصصی اما سادهشده، به تبیین «دستگاه» و «آواز»، معرفی گوشهها و ذکر آثاری شاخص در هر یک خواهیم پرداخت. کوشش بر آن است که خواننده، چه علاقهمند تازهکار و چه پیگیر حرفهای، با لایههای پنهان و آشکار این ساختار آشنا گردد.
ساختار و مفهوم دستگاه و آواز
دستگاه در موسیقی ایرانی، مجموعهای نظاممند از ملودیها (یا گوشهها) و فواصل است که بهواسطهی ارتباط معنایی و موسیقایی، وحدتی هنری یافتهاند. دستگاه را میتوان بهمثابهی یک کهکشان موسیقایی تصور کرد که در مرکز آن ملودی مادر (مقام یا «مادر شور») قرار دارد و دیگر گوشهها، این مرکز را تکمیل و تزیین میکنند. تعداد دستگاههای اصلی موسیقی سنتی ایران هفت است: شور، ماهور، همایون، سهگاه، چهارگاه، نوا و راستپنجگاه.
در کنار دستگاهها، آوازها قرار دارند که بهنوعی شاخههای مترشع شده، یا مقامهای فرعی از دستگاه هستند. آوازها معمولاً از نظر فواصل و شخصیت موسیقایی با دستگاه مادر ارتباط نزدیکی دارند، اما حس و فضای خاص خود را دارا هستند. پنج آواز اصلی عبارتند از: ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی (همگی مشتق از شور)، و بیات اصفهان (وابسته به همایون).
گوشهها: نقش و جایگاه در هر دستگاه و آواز
در دل هر دستگاه و آواز، ردیفی از گوشهها جای دارد. هر گوشه، جملهای کوتاه ولی منحصر به فرد، با خصوصیات ملودیک و ریتمیک ویژه است. گوشهها همچون واژگان و جملههای یک زبان، به نوازنده اجازه میدهند تا با تکیه بر قواعد، بیانی آزادانه و خلاق داشته باشد. برخی گوشهها در چند دستگاه یا آواز مشترکند، اما اغلب، هر دستگاه گوشههای خاص خود را دارد.
در زیر، مهمترین گوشههای هر دستگاه و آواز همراه با یک اثر مشهور اجرا شده در همان فضای آوازی یا دستگاه معرفی میگردد:
دستگاه شور
مهمترین و غنیترین دستگاه موسیقی ایرانی است.
گوشهها: درآمد، زنگ شتر، سلمک، شهناز، حزین، قرچه، عشاق، گلریز، رضوی، چهارپاره، ابوعطا (آواز)، شور، رهاب.
نمونه اثر: «ساز و آواز شور» با صدای محمدرضا شجریان و تار محمدرضا لطفی (کنسرت راستپنجهشباهنگام).
دستگاه ماهور
ماهور معادل ماژور در غرب اما با رنگوبوی ایرانی.
گوشهها: درآمد، شاهد، کرشمه، داد، حصار، دلکش، نغمه، شکسته، فیلی، عشیران، عراق، فرود.
نمونه اثر: «بهار دلکش» با صدای قمرالملوک وزیری و اجرای دوباره توسط محمدرضا شجریان.
دستگاه همایون
دستگاهی با فضای آرام، رازآلود و نجیب.
گوشهها: درآمد، چکاوک، بیداد، شوشتری، زابل، زنگ شتر، راک هندی، عشاق، پریچهره، فرود.
نمونه اثر: «غمانگیز» با تار پرویز یاحقی و صدای غلامحسین بنان.
دستگاه سهگاه
فضا بین شور و ماهور؛ حالتی میان شور و نشاط و اندوه.
گوشهها: درآمد، زابل، مخالف، مجلس افروز، مویه، عشاق، خاتمه، فرود.
نمونه اثر: «آزرده خاطر» با صدای علیرضا افتخاری.
دستگاه چهارگاه
ریتمیکترین دستگاه ایرانی با ملودیهای پرشور.
گوشهها: درآمد، حصار، زابل، مغلوب، منصوری، درآمد چهارگاه، حصار دوم، حصار سوم، حصار چهارم، بیداد، زنگوله، فرود.
نمونه اثر: «سرمست» اجرای غلامحسین بنان و پیانوی مرتضی محجوبی.
دستگاه نوا
دستگاهی پیچیده، با فضای مرموز و گاهی تهمایهای غمگین.
گوشهها: درآمد، عشاق، نغمه، حصار، جامهدران، مویه، گردان، کوروشخوانی.
نمونه اثر: «در فراق یار» با صدای شهرام ناظری.
دستگاه راستپنجگاه
کهنترین و پیچیدهترین دستگاه ردیف؛ کمتر اجرا میشود.
گوشهها: درآمد، نغمه، زنگوله، شکسته، حصار، پنج گوشه، حصار دوم، رنگ فرود.
نمونه اثر: «ساز و آواز راستپنجگاه» اجرا با صدای محمدرضا شجریان.
آوازها
ابوعطا: درآمد، حجاز، گیلکی، ترک، حسینی، فرود.
نمونه: «یاره» (محلی گیلان) توسط گروه کامکارها.
بیات ترک: درآمد، جامهدران، شکو، عراق، سگین سماع، فرود.
نمونه: «دیدی ای مه» با صدای احمد عبادی و مرضیه.
افشاری: درآمد، عراق، مثنوی، راحهالارواح، قرایی، حسینی، بیات راجه.
نمونه: «امشب شب مهتابه» با صدای غلامحسین بنان.
دشتی: درآمد، حاجیانی، بیدک، لیلی و مجنون، گیلکی، اشتران، فرود.
نمونه: «نوای کاروان» با صدای محمدرضا شجریان.
بیات اصفهان: درآمد، عشاق، ساقینامه، جامهدران، نهیب، فرود.
نمونه: «ساقی» (تصنیف معروف) با صدای غلامحسین بنان.
بحث نظری: دستگاه و آواز؛ زبان احساس و اندیشه
دستگاهها و آوازها را میتوان به زبان فارسی و گویشهای آن قیاس کرد. چنانکه هر گویش، با وجود تفاوت، ریشه در فارسی دارد، هر آواز نیز برخاسته از ساختار دستگاه مادر است. دستگاهها امکان بیان عمیق و چندلایهای را فراهم میکنند؛ فضای صوتی گسترده، روح معنوی و آرایههای بیانی. مثال آن دستگاه شور است که قدرت بیان اندوه و سرزندگی را توأمان دارد.
آوازها، با الگوپذیری از دستگاه اما با تاکید بر فضای فردیتر، همانند لهجههاییاند که رنگ تازهای به بیان موسیقایی میبخشند. برخی آوازها چون دشتی، در ذهن شنونده تداعیکنندهی فضای طبیعت و زندگی روستاییاند، در حالی که بیات اصفهان ذاتاً رنگی شهری و عارفانه دارد.
نتیجهگیری
شناخت دستگاهها و آوازها نهتنها اساس آموزش عملی و نظری موسیقی ایرانی است، بلکه وسیلهایست برای پیوند با ریشههای معنوی و هویتی هنر این سرزمین. هر دستگاه و آواز، دریچهایست به باغهای معنوی و سرشار از راز؛ جایی که هنرمند در فضای آزاد بداههپردازی، شنونده را به سفری تاریخی و عاطفی میبرد.
منابع
۱. داریوش طلایی، «تحلیل ردیف موسیقی ایرانی»
۲. هومان اسعدی، «موسیقی دستگاهی ایران»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
۳. پیتر چلکوفسکی و مجید کیانی، «ردیف موسیقی ایرانی»
۴. محمدرضا لطفی، سخنرانیها و برنامه گلهای جاویدان
۵. وبسایت موسیقی ما و گزارشهای مکتوب درباره ردیف
۶. گفتوگوها و آثار پژوهشگران معاصر موسیقی ایرانی
۷. آرشیو رادیو ایران و صداهای ماندگار تصنیفها و آوازها