بربت و عود؛ دو نام برای یک ساز یا دو ساز متفاوت؟
در موسیقی ایرانی کمتر سازهایی را میتوان یافت که سرگذشتشان به اندازه بربت و عود با تاریخ فرهنگی ایران، جهان اسلام و مسیرهای جابهجایی موسیقی در آسیا و خاورمیانه درهم تنیده باشد. امروزه بسیاری از شنوندگان، بربت و عود را عملاً یک ساز میدانند؛ زیرا هر دو کاسهای گلابیشکل، دستهای کوتاه و سیمهایی جفتجفت دارند و با مضراب نواخته میشوند. این شباهت واقعی است، اما پاسخ به این پرسش که «تفاوت بربت و عود چیست؟» تنها با مقایسه شکل ظاهری سازها کامل نمیشود. باید تاریخ تحول ساز، ساختمان ساز، پردهبندی، شیوه نوازندگی و جایگاه آن در نظامهای موسیقایی مختلف را نیز در نظر گرفت.
نخست باید یک نکته تاریخی را روشن کرد: بربت با عود امروزی نسبت خویشاوندی بسیار نزدیکی دارد، اما نمیتوان همه سازهای تاریخی با نام بربت را دقیقاً معادل عود امروزی دانست. منابع تاریخی از گونههای گوناگون سازهای دستهکوتاه سخن میگویند و حتی در برخی متون، نام بربت و عود به جای یکدیگر به کار رفته است. از سوی دیگر، شواهد تصویری و پژوهشهای سازشناختی نشان میدهد که بربت تاریخی، در شکلهای کهن خود، ویژگیهایی داشته که با عودهای متأخر تفاوت داشته است. بنابراین بهتر است به جای تصور یک مرز کاملاً ثابت، این دو را دو مرحله و دو شاخه نزدیک از یک خانواده ساز بدانیم.
از بربت باستانی تا عود جهان اسلام
نام بربت در منابع ایرانی و اسلامی سابقهای طولانی دارد. دانشنامه ایرانیکا، خاستگاه احتمالی شکلهای نخستین بربت را در آسیای مرکزی بررسی میکند و از نمونههای تصویری بسیار کهن در باختر سخن میگوید. این ساز در دورههای پیش از اسلام و پس از آن در حوزه فرهنگی ایران و سرزمینهای پیرامون حضور داشته و بعدها به جهان عرب نیز راه یافته است. بربت در ادبیات فارسی نیز تنها یک ابزار موسیقایی نیست؛ نام آن با تصویر موسیقی درباری و شکوه فرهنگی ایران باستان پیوند خورده است. باربد، نوازنده و شاعر نامدار دربار خسرو پرویز، چنان در حافظه فرهنگی ایرانیان ماندگار شد که نام بربت نیز با عصر طلایی موسیقی درآمیخت.
در سدههای نخست دوره اسلامی، خانواده سازهای عودمانند دستخوش تغییرات مهمی شد. شکلهایی از عود با کاسه بزرگتر و گردتر، صفحه چوبی و دستهای مستقل از بدنه پدیدار شدند و به تدریج در موسیقی شهری و هنری جهان اسلام جایگاهی مهم یافتند. در روایتهای تاریخی، تحول عود گاه با زریاب، موسیقیدان برجسته سدههای دوم و سوم هجری، پیوند داده میشود، هرچند بسیاری از جزئیات این نسبت در منابع تاریخی قطعی نیست و باید با احتیاط بیان شود. نکته مهمتر این است که عود در جهان اسلام به سازی مستقل با سنتهای اجرایی گسترده تبدیل شد و در سرزمینهای عربی، اندلس و سپس بخشهایی از مدیترانه و اروپا تأثیر گذاشت.
در همین دوره، نام بربت به تدریج کمتر از گذشته برای اشاره به ساز رایج به کار رفت، اما خود خانواده ساز از میان نرفت. حتی برخی نظریهپردازان موسیقی اسلامی، از جمله نویسندگانی که آثارشان در سنت علمی پس از فارابی قرار دارد، واژههای بربت و عود را در مواردی هممعنا یا نزدیک به هم به کار بردهاند. این نکته بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد تفاوت امروزین میان نام «بربت» و «عود» را نباید بدون توجه به تغییرات تاریخی به دورههای کهن تعمیم داد.
تفاوت بربت و عود در ساختمان و صدا
اگر از تاریخ فاصله بگیریم و به سازهای امروزی نگاه کنیم، تفاوت بربت ایرانی و عود در چند ویژگی فیزیکی بیشتر دیده میشود. بربت ایرانی معمولاً بدنهای جمعوجورتر، دستهای بلندتر و باریکتر و صفحهای دارد که در مقایسه با بسیاری از عودهای عربی و برخی عودهای ترکی، امکان دسترسی متفاوتی به محدوده صوتی میدهد. در مقابل، عود رایج در سنتهای عربی معمولاً کاسهای بزرگتر، دستهای کوتاهتر و بدون پرده دارد. البته این ویژگیها مطلق نیستند؛ زیرا عود عربی، عود ترکی و گونههای دیگر از نظر اندازه، طول سیم، تعداد زوج سیم و کوک نیز با یکدیگر تفاوت دارند.
یکی از تفاوتهای مهم، وجود یا نبود پرده است. بسیاری از عودهای امروزی بدون پرده ساخته میشوند و نوازنده با تکیه بر گوش، حافظه عضلانی و کنترل دقیق انگشت، جای نت را پیدا میکند. بربت ایرانی در نمونههای معاصر معمولاً دارای پردههای قابل مشاهده است یا دستکم ساختار دسته آن برای اجرای ملودیهای مبتنی بر فواصل موسیقی ایرانی طراحی میشود. این ویژگی برای نوازندهای که با دستگاه، گوشه و فواصل ظریف موسیقی ایرانی کار میکند، اهمیت زیادی دارد. با این حال، نباید تصور کرد که وجود پرده به تنهایی تمام تفاوت نظام موسیقایی بربت و عود را توضیح میدهد؛ شیوه کوک، جایگاه نتها، نوع مضراب و زبان ملودیک نیز تعیینکنندهاند.
از نظر صوتی، کاسه بزرگتر عود معمولاً صدایی عمیق، پرحجم و طنیندار ایجاد میکند؛ صدایی که در بسیاری از سنتهای موسیقی خاورمیانه برای همراهی آواز و اجرای جملههای ملودیک بسیار مناسب است. بربت ایرانی، به دلیل تناسب متفاوت بدنه و دسته، اغلب صدایی متمرکزتر و روشنتر دارد و میتواند در بافت موسیقی ایرانی وضوح مناسبی برای اجرای تحریرهای سازی، جملههای کوتاه و ظرایف ملودیک ایجاد کند. البته کیفیت چوب، ضخامت صفحه، نوع سیم، ساختار کاسه، شکل خرک و حتی شیوه مضرابزدن میتواند رنگ صوتی دو ساز را به اندازهای تغییر دهد که مقایسه صرفاً بر اساس نام ساز گمراهکننده باشد.
از منظر تکنیک نوازندگی نیز تفاوت قابل توجه است. در عود، دست چپ باید جای دقیق نت را بدون کمک پرده پیدا کند و این امر ظرفیت بالایی برای تغییرات ظریف در ارتفاع صوت، لغزشها و رنگآمیزی ملودیک ایجاد میکند. در بربت ایرانی، رابطه انگشت با پردهها و ساختار دسته، نوع دیگری از دقت را میطلبد و نوازنده میتواند در چهارچوب فواصل موسیقی ایرانی، جملهها را با تکیه بر شناخت دستگاه و گوشه شکل دهد. در هر دو ساز، مضراب نقش بسیار مهمی دارد و تفاوت در زاویه، عمق و سرعت برخورد مضراب با سیم میتواند شخصیت صوتی ساز را کاملاً تغییر دهد.
بربت در موسیقی ایرانی امروز؛ بازسازی یک هویت تاریخی
یکی از جذابترین جنبههای تاریخ بربت این است که ساز امروزی را نباید بدون توضیح، همان ساز بربت دوره ساسانی دانست. بربت تاریخی در طول قرنها دگرگون شده و نمونهای که امروز در ایران با این نام ساخته و نواخته میشود، نتیجه پژوهش، بازسازی و نوآوری سازگران معاصر است. در یک قرن اخیر، استادانی مانند حسن منوچهری، منصور ناریمان و عبدالوهاب شهیدی در احیای جایگاه بربت در موسیقی ایران نقش مهمی داشتهاند و سازگرانی مانند ابراهیم قنبریمهر نیز در بازشناسی و ساخت این ساز تلاش کردهاند. این فرایند را بهتر است نه صرفاً احیای یک شیء تاریخی، بلکه بازآفرینی یک هویت موسیقایی دانست.
اینجاست که تفاوت بربت و عود معنایی عمیقتر پیدا میکند. عود امروز در بسیاری از سنتهای موسیقی عربی و خاورمیانه یک ساز زنده و دارای مکتبهای اجرایی مشخص است، در حالی که بربت ایرانی معاصر تا حد زیادی پروژهای برای بازتعریف حضور یک ساز کهن در زبان موسیقی امروز ایران بوده است. به همین دلیل، بربت در کنار تار، سهتار، کمانچه و سنتور قرار میگیرد و تلاش میکند امکانات صوتی خانواده عود را با منطق ملودیک موسیقی ایرانی پیوند دهد.
از دیدگاه فلسفه موسیقی نیز این تفاوت قابل تأمل است. یک ساز فقط مجموعهای از چوب، سیم و اندازههای دقیق نیست؛ ساز زمانی هویت پیدا میکند که یک فرهنگ، برای آن شیوه نواختن، کوک، مجموعه قطعات، زبان آموزشی و معیار زیباییشناختی تعریف کند. به همین دلیل، دو ساز با ساختمان بسیار نزدیک میتوانند در دو فرهنگ، شخصیت صوتی و معنایی متفاوتی پیدا کنند. بربت و عود نمونهای روشن از همین پدیدهاند: شباهت کالبدی آنها نشاندهنده یک خویشاوندی تاریخی است، اما تفاوت در کاربرد و زبان موسیقی، هویت امروزینشان را از یکدیگر متمایز میکند.
برای هنرجویی که میان انتخاب بربت و عود مردد است، مهمترین نکته این است که ابتدا هدف موسیقایی خود را مشخص کند. اگر علاقه اصلی به موسیقی دستگاهی ایران، جملهپردازی نزدیک به سازهای ایرانی و شناخت فواصل و گوشهها باشد، بربت ایرانی میتواند انتخاب طبیعیتری باشد. اگر هدف، آشنایی با مکتبهای عود عربی، ترکی یا دیگر سنتهای منطقهای، همراهی آواز و بداههنوازی بر پایه مقام باشد، عود میتواند مسیر مناسبتری ایجاد کند. هیچکدام ذاتاً بر دیگری برتری ندارد؛ تفاوت اصلی در زبان موسیقایی، شیوه ساخت و نوع تجربهای است که نوازنده از ساز به دست میآورد.
در نهایت، بربت و عود را میتوان دو چهره از یک خانواده بزرگ سازهای زهی مضرابی دانست؛ خانوادهای که در مسیر تاریخ میان ایران، آسیای مرکزی، جهان عرب و دیگر مناطق جابهجا شده و هر فرهنگ بخشی از هویت خود را در آن دمیده است. بربت یادآور لایهای کهن از موسیقی ایرانی و تلاش معاصر برای بازخوانی آن است، و عود نماینده سنتی گسترده و زنده در جهان اسلام و خاورمیانه. شناخت تفاوت این دو ساز، در واقع شناخت تفاوت دو شیوه نگاه به موسیقی است: یکی که بر بازسازی و پیوند با دستگاه و گوشه تکیه دارد و دیگری که در مکتبهای متنوع مقام و بداههپردازی منطقهای مسیر خود را ادامه داده است. شاید همین پیوند میان شباهت و تفاوت است که بربت و عود را برای پژوهشگر، نوازنده و شنونده به یک اندازه جذاب میکند.
گزیده مقاله
بربت و عود از یک خانواده نزدیک سازهای زهی مضرابیاند، اما تاریخ تحول، ساختمان، پردهبندی، شیوه نوازندگی و رنگ صوتی آنها یکسان نیست. بربت ایرانی معاصر در مسیر احیای هویت تاریخی خود با موسیقی دستگاهی پیوند خورده، در حالی که عود در مکتبهای گوناگون موسیقی خاورمیانه جایگاهی مستقل و گسترده یافته است.
برچسبها
عود، بربت، موسیقی ایرانی، سازشناسی، سازهای زهی، سازهای ایرانی، تاریخ موسیقی ایران، موسیقی خاورمیانه، موسیقی سنتی ایرانی، اوود، باربات، پرشین میوزیک
منابع
دانشنامه ایرانیکا، مدخل بربت، نوشته ژان دوران.
دانشنامه ایرانیکا، مدخل باربد، نوشته احمد تفضلی.
دانشنامه ایرانیکا، موسیقی ایران، بخش سازها.
دانشنامه ایرانیکا، فارابی، بخش موسیقی و نظریه موسیقی.
پژوهشها و مطالب سازشناختی درباره بربت و عود در منابع تخصصی موسیقی ایرانی و خاورمیانه.
پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ایران، مطالب مربوط به بربت و ثبت آن به عنوان میراث ناملموس.